• Sunday 21st April 2019

سیستان و بلوچستان پرده بزرگی از فیلم فقر که مسئولان با آن عکس یادگاری می‌گیرند

گزارش خبرگزاری کار ایران (ایلنا) از سیستان و بلوچستان: فقر چنان ریشه دوانده که کسی باور نمی‌کند اینجا بخشی از ایران است. در شعاع ۳۰-۴۰ کیلومتری زاهدان، آب برای خوردن هم پیدا نمی‌شود.

از زبان کشاورزان بلوچ پیرامون زاهدان روایت شد؛

سیستن و بلوچستان پرده بزرگی از فیلم فقر که مسئولان با آن عکس یادگاری می‌گیرند.

سیستان و بلوچستان این هندوستان کوچک ایران، در اثر خشکسالی و تغییرات اقلیمی روزگار بسیار سختی را از سر می‌گذراند. شمال این منطقه پهناور که سابقا انبار غله کشور محسوب می‌ شده، با توجه به اخبار و قصه‌های موجود از آن، این روزها دیگر به هر چیزی جز انبار غله و یک سرزمین حاصلخیز برای کشاورزی شباهت دارد. مناطق پایین‌دست‌تر آن نیز وضع بهتری ندارند. کشاورزانِ پیرامون بزرگترین شهر و مرکز این استان که یکی از کلانشهرهای کشور هم است قاعدتا باید خوشبخت‌تر از دیگران باشند اما در واقعیت، نیستند.

مردم از بی‌آبی به زاهدان پناه می‌آورند

حسین اسماعیل‌زهی (رییس شورای اسلامی بخش کورین، عضو شورای اسلامی شهرستان زاهدان و عضو شورای اسلامی استان سیستان و بلوچستان ) دلیل این مساله را توضیح می‌دهد: بی‌ آبی آنقدر عرصه را بر زندگی مردم در روستاهای حوالی زاهدان بین ۲۰ الی ۳۰ کیلومتری (و حتی بیشتر) تنگ کرده که بسیاری، خانه و کاشانه خود را رها کرده، به این شهر پناه آورده‌اند. از کشاورزی در اینجا تنها یاد و نامی باقی مانده است.

فقر چنان ریشه دوانده که کسی باور نمی‌کند اینجا بخشی از ایران است

بنا بر قول اسماعیل‌زهی؛ فقر و محرومیت آنچنان در مناطق پیرامون زاهدان، کلانشهر پایتخت استان، ریشه دوانده که اگر کسی این روستاها و مردمان را ببیند، باور نمی‌کند که اینجا بخشی از ایران است.

در همین زمینه به خاطره‌ای اشاره می‌کند: در مرداد امسال، تعدادی از مقامات کشوری را به مکانی در ۳۳ کیلومتری مرکز استان بردم. فقر و خرابی چنان شایع بود که باور آنچه که می‌دیدند، برایشان بسیار سخت بود.

در شعاع ۳۰-۴۰ کیلومتری زاهدان، آب برای خوردن هم پیدا نمی‌شود

اسماعیل‌زهی سپس با تاکید می‌گوید که باید خودتان ببینید تا متوجه شوید که چه می‌گویم.

وی در ادامه، می‌افزاید: در شعاع ۳۰-۴۰ کیلومتری زاهدان، آب برای خوردن هم پیدا نمی‌شود و صرفا با تانکر به مردم آب‌رسانی می‌شود. علت را می‌پرسم. پاسخش دردناک و عبرت‌آموز است: در سال‌های اول، برخی افراد با نیت خیر آمدند و اینجا به مردمان روستایی و کشاورزان، موتور برای کشیدن آب به صورت مجانی دادند. این اقدام موجب شد که مردم بی‌محابا از سفره‌های آب زیرزمینی برداشت کنند. اما از سال ۷۵ به این سو که خشکسالی بر این منطقه چنگ انداخته، این منابع آب زیرزمینی دیگر جبران نشده‌اند و هرسال از عمق آب کاسته شده است. نتیجتا، مردم با مشکلات بسیار زیادی مواجه شدند.

ادامه می‌دهد: اکنون سال‌ها می‌شود که در اطراف زاهدان نه دامداری مانده و نه کشاورزی. بسیاری از روستاها در حال خالی از سکنه شدن هستند و مردم به زاهدان پناه می‌آورند اما از آنجا که بسیاری توان مالی زندگی در خود شهر را ندارند در حاشیه شهر سکنی می‌گزینند.

قاچاق سوخت؛ تنها شغل باقی‌مانده

۴۵ هزار تومان یارانه تمام آن چیزی است که مردم بر آن متکی هستند و به گفته اسماعیل‌زهی؛ در چنین شرایطی تنها شغلی که برای مردم باقی می‌ماند قاچاق سوخت است. نهادهای دولتی مثل جهاد کشاورزی هم کمک چندانی به کشاورزان و دامداران نکرده‌اند.

وی به بخش کورین اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: در این بخش در حال حاضر ۲۸ هزار نفر زندگی می‌کنند و از این جمعیت حداقل ۸۰ درصد آنها دچار آسیب شدید ناشی از بی‌آبی و فقر شدند. بقیه نیز وضعیت بهتری ندارند. نهایتا در اینجا ۱۰ الی ۱۵ نفر کشاورز هستند که صاحب باغ پسته هستند. آنها هم به هزار بدبختی باغشان را زنده نگاه داشته‌اند.

دوباره به فعالیت‌های خیرخواهانه سال‌ها قبل اشاره می‌کند و می‌گوید: در آن زمان برنامه‌ریزی اصولی وجود نداشت و سابقا کشت گندم، جو، یونجه، ذرت و… انجام می‌شد اما اکنون آبی برای انجام این کارها باقی نمانده است.

با عده‌ای از کشاورزان بخش کورین صحبت می‌کنم. صداهایشان بسیار فروخورده و خسته است. حدس می‌زنم که چیزهایی را که دارند به من می‌گویند قبلا و بارها پیش خودشان و دیگران بازگو کرده‌اند. با این‌حال، شاید کورسوی امیدی برای بهبود موجب می‌شود که حرف دل‌شان را با من به اشتراک بگذارند. یکی از آنها که اهل روستای گلچاه در بخش کورین است، می‌گوید: به همراه پدرم، ۲ هکتار پسته و بیش از یک هکتار انار داشتم. اما اکنون مدتی می‌شود که موتور آب‌مان خراب شده است. توانایی تامین برق آن را هم نداریم. دولت هم وام بلاعوض نمی‌دهد. وامی هم که داده می‌شود، کارمزد بسیار بالایی را نیاز دارد که توان پرداخت آن را نداریم.

به گفته وی؛ ۱۰-۱۱ سال قبل حمایت‌ها بهتر بود. یک‌زمانی ۳ میلیون تومان وام بلاعوض می‌دادند اما اکنون حمایت‌ها آنقدر کم شده که دیگر ما نمی‌توانیم حتی برق هم بخریم.

می‌گوید: ۸ الی ۹ ماه پیش درختان انار و پسته‌مان در شرایط حساسی از مراقبت و نگهداری بودند اما به‌خاطر فقدان بارندگی و نبود آب، بارشان از دست رفت.

این روزها چه می‌کنی؟ مسافرکشی می‌کنم. چاره دیگری ندارم. اصلا کاری دیگری برای انجام دادن باقی نمانده است. در منطقه ما قنات‌هایی بسیار قدیمی بودند که سال‌ها مردم با بهره‌گیری از آنها کشت و کارشان را انجام می‌دادند اما همان‌ها نیز اکنون خشک شده‌اند.