• Tuesday 10th December 2019

گزارش وضعیت سیستان :سیستان در خاک جان می‌سپارد!

سیستان و بلوچستان با طبیعتی بکر و منحصر به فرد را با اندوه؛ اما خاطره ای خوش از مردمی ترک می کنم که حرف های بسیاری برای گفتن دارند, باید طوری بنویسم که گویای تمام آن چیزی باشد که دیده و شنیده ام, باید بگویم تصور کنید کودکان در تمام کوچه ها نه می دوند و نه بازی می کنند به حالت نشسته به تو چشم می دوزند بی هیچ حرفی
به گزارش خبرنگار ایلنا، سفر به مناطق محروم و تهیه گزارش از وضعیت معیشتی مردم با گذشت سال‌های زیادی از انقلاب و جنگ در ابتدای کار امری ساده به نظر می رسید؛ اما مواجه شدن با مردمی که کیلومترها دورتر از تو زیسته اند مستلزم آگاهی کامل از نحوه زندگی و فرهنگ آنان است؛ به همین خاطر است که این گزارش اقتصادی با برداشتی آزاد از نحوه زندگی و شرایط اجتماعی مردم همراه شده است؛ بنابراین برای نوشتن از پهنه سیستان و بلوچستانسفری آغاز شد که این گزارش بخش پایانی این سفر است.

راهی سیستان و بلوچستان می شوم؛ سرزمینی که علاوه بر مسیر هوایی با سرعت بالای وزش باد که پیوسته هواپیما را می‌رقصاند؛ رنگ سفید لباس مردمش در مقابل صورت هایی با رنگ تیره( تضاد سفید و سیاه برای تنظیم نور دوربین) عکاسی هیجان انگیزی را رقم می زند؛ تهیه گزارش از مناطق محروم کشور پروژه ای است که در آن سعی شده مشکلات اقتصادی در مناطق مختلف کشور که به طبع موجب دیگر مشکلات اجتماعی و فرهنگی شده است را همچون زنگی به صدا در آورد؛ زنگی به نام فقر.

زاهدان و حاشیه شهر

شهر زاهدان هیچ شباهتی به مرکز یک استان ندارد, نقطه روشن این شهر استفاده از انرژی خورشیدی برای روشنایی است. برای دیدن مناطق حاشیه نشین لازم به طی کردن مسافت زیادی نیست, مناطق محروم درست در فاصله یک کیلومتری از خیابان های اصلی شهر واقع شده اند, در کنار نقاط محروم و حاشیه ای شهرک هایی برای خانواده نظامیان با ساختمان های یک شکل توجه را جلب می کند.

راهنمای من که دوران کودکی و جوانی خودر ا در این شهر گذرانده هم ترس خاصی از برخی محله های زاهدان دارد و بی نهایت مراقب است که مشکلی پیش نیاید.

قیمت خانه ها با توجه به رکود بازار خرید و فروش نسبت به سالهای گذشته افزایش چشمگیری داشته است, در چند سال اخیر بوستان های کوچکی نیز در شهر افتتاح شده است.

شاید برای کسی که کیلومترها دورتر از این استان زندگی می کند وجود مشکلات مربوط به آب عجیب باشد؛ اما واقعیت این است، مردم این استان با مشکلات بسیار زیادی برای تامین آب مصرفی دست و پنجه نرم می کنند. در ورودی چند محله شیرهای آب نصب شده, زیرادر اغلب محلات لوله کشی آب شیرین وجود ندارد, آب شور است و غیر قابل خوردن؛ در برخی نقاط شیرهابه سرقت رفته, فروشگاه هایی نیز وجود دارد که در آن آب خرید و فروش می کنند, ۲۰ لیتر ۲۵۰ تومان.

نکته ای که در تمام سرزمین سیستان و بلوچستان وجود دارد آمار بالای زاد و ولد است به طوری که محال است در کوچه و خیابان تعداد زیادی از کودکان در سنین مختلف حضور نداشته باشند؛ به جرات می توان گفت که برای اغلب این کودکان هیچ تفریحی وجود ندارد، حتی در بسیاری از روستاها به دلیل محرومیت امکان تحصیل نیز بسیار پایین است.

جاده جدیدی در شهر ساخته شده که سه مسجد درست در وسط آن قرار دارد, دو مسجد برای اهل سنت, یکی هم شیعه ؛ گویا شیعه و سنی ها در زمان احداث جاده اجازه خراب کردن مساجد را نداده اند و به همین خاطر در کنار این سه مسجد یک جاده باریک احداث شد تا سالم بمانند.

زاهدان تا هیرمند را سرزمین پروژه های نیمه تمام عمرانی می نامم, پروژه هایی که به خصوص در هشت ساله دولت محمود احمدی نژاد تابلویی در آن نصب شد و به غیر از این هیچ پیشرفت دیگری نداشته است, پروژه هایی نیز تا ۸۰ درصد تکمیل شده که به دلیل نبود بودجه کافی نیمه کاره رها شده است, راهنما یک مرکز فرهنگی را نشان می دهد که ۶ سال است تغییری در رویه ساخت آن ایجاد نشده,درست در مقابل آن مردی ایستاده و انبه و هندوانه می فروشد انبه کیلویی ۳ هزار تومان ,هندوانه کیلویی ۶۰۰ تومان, البته دیگر میوه ها در این استان قیمت نسبتا بالایی دارد.

مرکز ترک اعتیادی نیز درست در وسط یک محله قرار دارد که در آن خرید و فروش مواد با حجم بالا صورت می گیرد؛ این محله درست شبیه دروازه غاراست فقط نحوه پوشش متفاوت است, فروشندگان خرده فروش شب ها فعالیت گسترده ی دارند؛ اگرچه که یکی از محلی ها می گوید” اغلب مواد فروش ها خرده فروش نیستند و به شکل کلان خرید و فروش می کنند.” قیمت زمین بالا نیست اما ساختمان هایی جود دارد که شکل ظاهری آنها در حاشیه شهر کمی عجیب است.”

زندگی در شهرک های دامداری

شهرک دامداری زاهدان مرکز دامداری این استان است که کارخانه جمع آوری شیر نیز در آن وجود دارد؛ متاسفانه علی رغم ماهیت این شهرک, خانواده ها نیز درآن زندگی می کنند؛ یه سختی می توان نفس کشید, بوی تند دام و فضولات آن تمام فضا را پر کرده است.

دامدارها ترس بسیار زیادی از سازمان بهداشت دارند به همین خاطر است که در ابتدای ورود دلیل حضور در آنجا را بیان می کنم و بدون هیچ مشکلی به سوال هایم پاسخ می دهند.

چند نفردر گوشه ای ایستاده اند, پیرمردی مارا به دامداری خود دعوت می کند و درپاسخ اصرار برای طی کردن مسافت تا دامداری با ماشین می گوید:” لباسم کمی آلوده است پیاده می آیم.” می پرسم:با قیمت خرید پایین شیر و قیمت بالای علوفه چطور زندگی می کنید؟ می گوید:”مجبوریم.” پیرمردی سیه چرده است با چین های عمیقی در صورت, دست به کمر ایستاده, سرفه های مکرر پرسیدن هر سوالی را سخت می کند, شیر را کیلویی ۹۰۰ تومان به کارخانه ها می فروشد با توجه به اینکه قیمت هرکیلو شیرخام مصوب از سوی وزارت جهاد کشاورزی ۱۴۴۰ تومان است, علوفه را هم کیلویی هزار تومان خریداری می کند.

زنی می گوید:” بگویید برایمان برق و آب وصل کنند و من تنها نگاه می کنم. بوی علوفه سوخته هم حس می شود؛ گویا در شب گذشته انبار علوفه ای با ارزش۳۰ میلیون تومان که شرایط سختی برای بیمه شدن دارد آتش گرفته است. مردی درست مقابل انبار ایستاده, خسارت دیده و کسی هم جوابگو نیست.

کودکان زیادی در بین فضولات گاو و گوسفند که در مقابل خانه ها تلمبار شده راه رفته و بازی می کنند ناباورانه به بازی آنها چشم دوخته ام در حالی که آبریزش بینی گرفته ام و چشمانم به شدت می سوزد.

بازار چهارراه رسولی

بازار چهارراه رسول مملو از لباس های دست دوم است, فروشندگان چندان تمایلی به مصاحبه ندارند اما از ظاهر بازار می توان متوجه رکود شد.سه تا چهار سال است که بازار خرید و فروش آنها رونق ندارد, از روزی که بحث انسداد مرزها مطرح شد تهیه جنس برای آنها بسیار سخت است و اغلب با زبان بی زبانی می گویند که از طریق قاچاق واردات میسر شده است.از سراوان و ایرانشهر اقدام به واردات می شود باکرایه ماشین بالا.

هامون زهک نیمروز هیرمند زابل

در کنار جاده ای که به شهر منتهی می شود صف گازوئیل تریلی هایی که اغلب پلاک افغانستان دارند جلب توجه می کند؛ مردی انحصار ماشین های خارجی برای صادرات را خیانت به مردم استان می داند.


Leave a reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *